شعر در مورد همدلی و اتحاد ، و همیاری و دوستی

شعر در مورد همدلی و اتحاد ، و همیاری و دوستی

شعر در مورد همدلی و اتحاد , شعر در مورد همدلی و همیاری , شعر در مورد همدلی و دوستی , شعر درباره همدلی و اتحاد

با مجموعه شعر در مورد همدلی و اتحاد ، اشعاری زیبا در مورد همدلی و همیاری ، زیباترین شعر در مورد همدلی و دوستی در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار همدلی و اتحاد

ای بسا هندووترک همزبان

ای بسا دوترک چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگراست

همدلی ازهمزبانی بهتراست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

هین غذای دل بده از همدلی

رو بجو اقبال را از مقبلی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

شود از همدلی و همکاری

ذوق هر یک به دیگران ساری

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

علم اتحاد بر بسته

لشکر خشم و آز بشکسته

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

با علم ریاضیات دلها

ثابت شده در تمام دنیا

فرمول دقیق اتحاد است

دلها به توان هم شود ما

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اتحاد یار با یاران خوشست

پای معنی گیر صورت سرکشست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

زین چراغ حس حیوان المراد

گفتمت هان تا نجویی اتحاد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

چون شناسد جان من جان ترا
یاد آرند اتحاد ماجری

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بسم الله الرحمن الرحیم

دانه ی تسبیح چون که اتحاد

دور هم چرخند از اذکار و یاد

چون که یک دانه زند ساز جدا

کل این چرخش رود از نخ به باد

شیعه سنّی گر که با هم ما شوند

دست در دستان هم یکتا شوند

انگلیس و آمریکا هیچ ِ هیچ

نتواند این جهان بر ما شوند

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

لاجرم در ظرف باشد اعتداد

در لهبها نبود الا اتحاد

شعر در مورد همدلی و همیاری

انبیا بودند ایشان اهل ود

اتحاد انبیاام فهم شد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اتحاد اندر اثر بین و بدان

نوبهار و مهرگان آمیخته

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

میان دو کس معنی زیرکی

بود مایه اتحاد و یکی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بر چشمهای خسته من اعتماد کن

هی بغض پشت بغض دلم را تو یاد کن

ابریست حال دل که ندارد نگاه تو

شمسم توباش وگرمی دل را نهاد کن

اینجا غروب تنگی دل را نشانه رفت

تیری بزن به مردگیم هی معاد کن

درنوبهار کوچ به سویت چه بی پرم

ای آسمان آبی من امتداد کن

بهمن ز کوه درد به من حمله ور شده

در شیبهای تند توام، اتحاد کن

حالم چه بد شده ز نبود مکررت

گاهی ز پشت ابر بیا دل تو شاد کن

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

معتکف زاویه اتحاد

عهد ازل را گره بیگشاد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

با کمال اتحاد از وصل مهجوریم ما

همچو ساغر می بلب داریم و مخموریم ما

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اتحاد آئینه دار رنگ اضداد است و بس

هر کجا لبیک وا دزدد نفس ناقوس نیست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

کسی ستمکش نیرنگ اتحاد مباد

تو بی وفا نه ئی اما جدائی تو بلاست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

از مزاج اهل دول رسم اتحاد مجو

در زمین تیره دلان سایه مشترک نشود

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

گر که با هم همصدا ملت شود

تابع این مردمان دولت شود

گر که همفکری کنند با یکدگر

شهر میگردد گلستان سر بسر

گر که همکاری بود در بینشان

سهل واسان میشود هر کارشان

با تعاون شهر خود گلزار کن

با تعاون خفته را بیدار کن

سختی خود با تعا ون رفع کن

با تعاون دشمنان را دفع کن

اقتصادت با تعاون جور کن

تلخی دنیا زکامت دور کن

زندگی شیرین شود با اتحاد

حل شود هر مشکلی با اتحاد

پیشه کن در زندگی وارستگی

چیره شو در کار با همبستگی

با رفاقت تو به دنیا سروری

گوی سبقت با اخوت میبری

با رفیقان جملگی یکدل شوید

تا شما حلال هر مشکل شوید

یک صدا ویک جهت با اتفاق

تا کدورت رفع گردد با نفاق

گفت پیغمبر به آواز رسا

کل دنیا را بود مالک خدا

با خدای خود اگر مومن شوید

شاد هم شنگول هم خوشدل شوید

گر تعاون شد به شهری برقرار

محتکر از شهر بنماید فرار

آنچه پیغمبر به مردم یاد داد

اتحاد است اتحاد است اتحاد

شعر در مورد همدلی و دوستی

از مزاج اهل دول رسم اتحاد مجو

در زمین تیره دلان سایه مشترک نشود

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

در حقیقت اتحاد کفر و ایمان ثابت است

اندکی از بدگماینها تخلف کرده اند

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

رنج دوئی نبرد زما سعی اتحاد

مردیم در فراق و نیامد بکار وصل

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

چاک جگر کجا بود مژگان ترک را بود

ما داغ این هوس ها در اتحاد بودیم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اتحاد اندر اثر بین و بدان

نوبهار و مهرگان آمیخته

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پندار، من ضعیفم و ناچیز و ناتوان

بی اتحاد من، تو توانا چه می کنی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

چو عهدنامه نوشتیم، اهرمن خندید

که اتحاد نبود، اینکه با عدو کردیم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

برای همرهی و اتحاد با چو منی

خوش است اشک یتیمی و خون رنجبری

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

کبوتر با کبوتر باز با باز !

حقیقت این چنین بوده از آغاز.

در این عصر پر از ناباوری ها

که یکسو برج و باروهای وحشی

خراشیده حریم آسمان را

و یکسویش هزاران کودک خرد

برند حسرت به دندان تکه نان را

به روی پرده های دلکش ساز

به یکسو رقص انگشتان زیبا و خیالی

یه یکسو زخم سرانگشت خونین

یه روی رج به رج از دار قالی.

مگو با من سخن همبستگی را

مگو با من ز کوچ دسته جمعی

کند همجنس با همجنس پرواز.

حدیث شاهزاده و گدا را

که تنها قصه ای از بهر خواب است

مخوان دیگر به گوش کودکانت !

کبوتر را چه جای همنشینی با عقاب است ؟!

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ز اتحاد هیولا و اختلاف صور

خرد ز هر گل نو، نقش صد بتان گیرد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

او فکر اتحاد غلامان به مغز پخت

از بزم خواجه سخت به جا بود طرد او

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

نشأه و می را نماید با کمال اتحاد

از نگاهی چشم شور روزگار از هم جدا

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

نارسایی های طالع مانع است از اتحاد

ور نه با موی میان یار همتابیم ما

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

معنی یک بیت بودیم از طریق اتحاد

چون دو مصرع گر چه در ظاهر جدا بودیم ما

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

همدم و غمخوار منی

محرم اسرار منی

قبله ی آمال منی

با شادی تو شادم

با غم تو بی تابم

ولی افسوس که تو بیوفایی

با یک نگاه دیگه

منو ز خود میرانی

چشممو گریون میکنی

قلبمو لرزون میکنی

منو دگرگون میکنی

حیرون و مجنون میکنی

من تو رو با یار میخوام

تو منو بی یار میخوای

اما باید بهت بگم

اتحاد پیام منه

اتحاد کلام منه

سرود لحظه های منه

پایان غم های منه

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اختلاف رنگ، گل را برنیارد ز اتحاد

با دو رنگی پیش یکرنگان گل رعنا یکی است

شعر در مورد همدلی و همدردی

سخت جانی سد راه اتحاد سالک است

در صدف آب گهر چون واصل دریا شود؟

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

سنگ راه اتحاد سالک است افسردگی

چون گهر شد قطره دور از وصل دریا می شود

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ز اتحاد کجا عشق کامیاب شود

کدام ذره شنیدی که آفتاب شود

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بویی شنیده است ز گلزار اتحاد

هر بلبلی که ناز گل از خار وخس کشد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

خضر ره اتحاد ترک لباس خودی است

نغمه چوبی پرده شد راست درآید به گوش

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بلبلان دیوانه اند و بوی گل از اتحاد

می دود در کوچه و بازار چون دیوانگان

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بی گذرنامه

از مرز عشقت

تا کجا می کشانی

دلم را ؟

تا فراسوی بام سپیده

یا که

تا اتحاد جماهیر چشمانت ؟

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

نشأه و می را نماید با کمال اتحاد

از نگاهی چشم شور روزگار از هم جدا

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

نارسایی های طالع مانع است از اتحاد

ور نه با موی میان یار همتابیم ما

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

معنی یک بیت بودیم از طریق اتحاد

چون دو مصرع گر چه در ظاهر جدا بودیم ما

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دوری منزل حجاب اتحاد ما نبود

داشتیم از هم خبر در هر کجا بودیم ما

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اختلاف رنگ، گل را برنیارد ز اتحاد

با دو رنگی پیش یکرنگان گل رعنا یکی است

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

از اتحاد عاشق و معشوق می دهد

یادی نظاره گل رعنا درین چمن

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ز تاب زلف تو پیداست حال آن رگ جان

که اتحاد بر آن موی عنبرین دارد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

صلاح جویی تدبیر تو پدید آرد

میان آتش و آب اتحاد شکر و شیر

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ما و مجنون در ازل نوشیده ایم از یک شراب

در میان ما ازان رو اتحاد مشرب است

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پیش از آن روزی که جان را با بدن شد اتحاد

عشق تو با جان من بودند یاران قدیم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

نوشت نامه به اغیار و این بترکه نگاشت

به رمز نام خود از اتحاد بر کاغذ

مطالب مرتبط

شعر در مورد پشت سر حرف زدنشعر در مورد پسرشعر در مورد پشتکارشعر در مورد تنهاییشعر در مورد پروانه

تعبیر خواب موش ، در خانه و فضله موش زرد و سفید و مرده و ترسیدن و دیدن و کشتن

تعبیر خواب موش ، در خانه و فضله موش زرد و سفید و مرده و ترسیدن و دیدن و کشتن

تعبیر خواب موش , تعبیر خواب کشتن موش , تعبیر خواب ترسیدن از موش , تعبیر خواب موش مرده سفید در خانه

تعبیر خواب موش سفید ، زرد ، مرده ، در خانه و ترسیدن و دیدن و کشتن و خوردن موش در خواب و فضله موش و تله موش و بچه موش همه از جمله رایج ترین خواب هایی است که ما می بینیم.سعی کرده ایم در این مطلب کامل ترین مطلب را در مورد موش در خواب دیدن برایتان بیان کنیم.

موضوع تعبیر خواب از این جهت مهم است که انچه در خواب میبینیم ممکن است زیاد رابطه ای با خارج نداشته باشد.مثلا تعبیر دیدن موش در خواب دزد و یا زن دزد است ولی دیدن دزد در خواب ، مهمان است یا دوست.

موش در خواب

منوچهر مطیعی دیدن موش در خواب را زن می بیند و اگر این موش در خانه باشد یعنی زن پلیدی در خانه اش زندگی می کند.دیدن موش در اتاق خود زن دزدی هست که نباید به او اعتماد شود وگرنه پشیمانی به بار می آورد.

در کتاب تفسیر رویاها آمده است که دیدن موش در خواب یک تهدید است.

حضرت یوسف ع دیدن موش در خواب را جنگ زن می داند.همچنین دیدن موش در خانه دزدی است که از خانه تو دزدی کرده است.

آنلی بیتون دین موش در خواب را اختلافات خانوادگی می داند و از بی وفایی دوستان خبر می دهد.ممکن است شما در زندگی مایوس شوید.اگر یک دختر در خواب موش ببیند باید گفت دوستانش به او کلک می زنند.

تعبیر خواب دیدن موش در لباس نیز از دید آنلی بیتون کاری است که در نهایت این کار فاش می شود و آبروی شما می رود و به اصطلاح رسوا می شوید.

جابر مغربی می گوید که دیدن همه موش های تعابیر یکسان دارد و مثلا فرقی بین دیدن موش صحرایی و موش خانگی نیست.موش در خواب زنی است که در ظاهر خوب و با حجاب است ولی باطنی فاسد و فاسق دارد.

اگر در خواب تعداد زیادی موش را بببینی که در شکل و رنگ شبیه هم هستند باید گفت که تعدادی زن نابکار در خانه تو جمع می شود.اگر موش را در رختخواب خود دیدی تعبیرش این است که با زنی فاسد به قصد گناه می خوابی.

اگر در خواب ببینی که موش رختخواب تو را جویده زن تو با شخصی بد دوست می شود و حاضر به گناه با ان شخص می شود.

خارج شدن موش از اندام تناسلی مردو زن یک تعبیر دارد و آن هم این است که صاحب دختری می شوند که بدکردار است .فقط بیرون امدن موش از گلو تعبیرش پسر است و از جایی از بدنت خارج شود تعبیر آن دختری فاسد است.

تعبیر خواب موش و تعبیر دیدن مار ماده در خواب هر دو زن هستند که دشمن تو است و این دشمنی برای تو پنهانی است

تعبیر خواب فرار کردن موش

آنلی بیتون معتقد است که اگر موش از شما فرار کرد ، نشانه این است که شما در کارها موفق نمی شوید و تلاش هایتان به هدر می رود.

منوچهر مطیعی معتقد است افتادن موش از پاچه شلوار شما و فرار کردن موش نشانه این است که چنین زنی را از خود دور می کنید و از زندگی شما خارج می شود.

تعبیر خواب تله موش

آقای یونگ معتقد است که اگر در خواب تله موش دیدید توجه داشته باشید که در کارها باید بیشتر احتیاط کنید.همه کسانی که ادعای کمک به شما را دارند دوست شما نیستند و نیت شان خیر نیست.

همچنین تعبیر دیدن تله موش در خواب می تواند اشاره به نبوغ و خلاقیت داشته باشد و به شما بگوید که در ادامه زندگی نیاز به خلاقیت بیشتری دارید.اگر دیدید که شما در حال تله موش گذاشتن هستید سیاست شما را در قبال مخالفانتان نشان می دهد.

اگر در خواب دیدید که موش شکار می کنید باید توجه داشته باشید که دیگران از شما سوء استفاده می کنند.

اچ میلر گرفتن موش صحرایی در خواب را دچار مشکل شدن با یک دوست می داند.

لوک اویتنهاو تعبیر خود را در تله موش دیدن را یک دشمن شکست خورده می داند.

جابر مغربی می گوید که اگر در خواب ببینی که موش گرفته ای متاسفانه با یک زن فاسد ازدواج می کنی.

تعبیر خواب موش سفید

لوک اویتنهاو دیدن موش سفید را یک ازدواج موفق تعبیر می کند.

اچ میلر معتقد است که دیدن موش سفید در خواب تعبیرش این است که شما نگران یکی از کارهایی هستید که روزانه انجام می دهید.

تعبیر خواب سوراخ موش

منوچهر مطیعی معتقد است که اگر در خواب سوراخ موش دیدید بدانید که مالی از شما توسط زنی خائن برده می شود که شما نمی تواندی دزدی او را اثبات کنید.

آقای یونگ می گوید دیدن سوراخ موش جنبه پنهان شخصیت خود انسان است که دوست ندارد آشکار شود و مورد تایید خودش هم نیست  و توصیه او به شما این است که این کار را انجام ندهید و از خودتان فرار نکنید.

تعبیر خواب خوردن گوشت موش

تعبیر خواب خوردن گوشت یک موش در خواب این است که شما از مال و اموال زنی فاسد بهره می برید.

تعبیر خواب فضله موش

اگر در خواب فضله موش ببینی یا در یک غذا فضله موش ببینی تعبیر این خواب این است که از طرف یک خانم به شما ضرر می رسد.

مطالب مرتبط

تعبیر خواب مارتعبیر مرغتعبیر خواب تمساحتعبیر خواب مارمولکتعبیر خواب ماهی

شعر در مورد تولد

شعر در مورد تولد

شعر در مورد تولد , شعر در مورد تولد مادر , شعر در مورد تولد پسر , شعر در مورد تولد خواهر

با مجموعه شعر در مورد تولد خودم ، اشعاری زیبا در مورد تولد مادر و خواهر ، زیباترین شعر در مورد تولد دوست در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار تولد

تولدت مبارک،خوش اومدی ستاره

اگر چه از راه دور هیچ فایده ای نداره

شمعها رو روشن کن و به جام دو تا رو فوت کن

نمیشه پیشت باشم فقط برام سکوت کن

تواین روز طلایی نگو کمی غم داری

بدون که دیوونه ای به نام … جون داری

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

شعر تولد

امشب

شعری نخواهم نوشت

شمع را….

برای تولدت روشن میکنم

و پرهایم را طواف میدهم

بر گرد آتشی که تــــو در جانم روشن کرده یی

تکه خاکستر کوچک کافی است

تا پر سوخته حرمت پیدا کند.

جشن تولد توست

و من…

بار به دنیا می آیم و خاکستر می شوم

تا راز حضور تو را بدانم.

ققنوسم من امشب!

“ تولــ ــ ـ ـــدت مبارک بهترینم “

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

با هفت آسمون پر از گل یاس ومیخک

با صد تا دریا پر از عشق و اشتیاق وپولک

یه قلب عاشق بایه احساس بی قرار و کوچک

فقط میخواد بهت بگه تولدت مبارک

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

میلادت ای دوست مبارک باشد

پیوسته دلت شاد سعادت باشد

هر سبزۀ سبز رنگ بهارت باشد

راهـت سپید راه عــدالـت باشد

چـــشـــم شــادی نگارت باشد

ایــــــزد پـشـت و پـناهت باشد

میلادت ای دوست مبارک باشد

دلـشاد ازین اهل جماعت باشد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

نگاهت را قاب می گیرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگی می بخشد.

امروز روز توست… تولــ ــ ـ ـــدت مبارک.

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

قشنگ ترین صدای زندگی ، تپش قلب توست

با شکوه ترین روز دنیا ، تولد توست

پس برای من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم

شعر در مورد تولد خودم

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک

با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک

یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک

فقط می‌خواد بهت بگه تولدت مبارک

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی

ببین تو آسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه،رو لبا پر خندس

تولدت مبارک

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

تولدت مبارک،خوش اومدی ستاره

اگرچه ازراه دورهیچ فایده ای نداره

شمعها رو روشن کن وبه جام دوتاروفوت کن

نمیشه پیشت باشم فقط برام سکوت کن

تواین روزطلایی نگوکمی غم داری

بدون که دیوونه ای به نام … جون داری

شعر در مورد پسر ، بچه های خوب و خوشتیپ پسر عمو و پسر خاله کوچولو

شعر در مورد پسر ، بچه های خوب و خوشتیپ پسر عمو و پسر خاله کوچولو

شعر در مورد پسر , شعر در مورد پسر بچه , شعر در مورد پسرا , شعر در مورد پسر خوشتیپ

با مجموعه شعر در مورد پسر بچه ، اشعاری زیبا در مورد پسر خوب ، زیباترین شعر در مورد پسر خوشتیپ در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار در مورد پسر

مردها این پسرکوچولوهای ریش دار

هیچ وقت موجودات پیچیده ای نبوده اند

پیچیده ترین‌شان نهایتا سیگار می کشند و می نویسند یا رئیس جمهور می شوند

اما زن که نمی شوند

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پسرها موجودات قدرتمندی هستند

هرچقدر محکم در آغوش بگیریشان اذیت یا تمام نمی شوند

زورشان به در کنسروها، وزنه های سنگین و غُرغرهای زنانه خوب می رسد

تازه پارک دوبلشان هم از ما بهتر است

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پسرم

یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان رادیدی

از این پس همه چیز تکراریست

جز مهربانی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پسرم میخواهم به خورشید بفهمانم

تو پر نورتری

تو زیبا تری

به دنیا بفهمانم تو برای من

از هر چیز دیگر مهم تری

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پسرم ! وقتی که به تو نگاه میکنم

نمیتونم وجود خدا رو منکر بشم

آخه فقط خدا میتونسته

موجودی رو به زیبایی و حیرت انگیزی تو خلق کرده باشه

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پسر یعنی یه اتاق پر از توپ و تفنگ و ماشین

اتاقی پر از رنگهای آبی و سبز و قهوه ای

پسر داشتن یعنی کلاه و کفش های اسپرت کوچک

یعنی کروات و پاپیون و کت ها و کفش های چرم مردونه سایز کوچک

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پسر داشتن حس شیرینیه …

دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده…

وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم،

یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم .

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مردها پسربچه های قوی اند

اما نه آنقدر قوی که بی توجهی را تاب بیاورند!

نه آنقدر قوی که بدون دوستت دارم های زنی شب راحت بخوابند!

نه انقدر قوی که خیال فردای بچه ها از پای درشان نیاورد!

نه آنقدر قوی که زحمت نان پیرشان نکند

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مردها پسربچه های قوی اند

که اگر در آغوششان نگیری و ساعت ها پای پرحرفی های پسرکوچولوی درونشان ننشینی

ترک می خورند

و آنقدر مغرورند که اگر این ترک هزاربار هم تمامشان کند، آخ نگویند !..

فقط بمیرند

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

هوای “پسرکوچولوهای ریش دار” زندگی‌مان را داشته باشیم

آنها راه زیادی را از پسربچگی‌شان آمده اند

تا مرد رویاهای ما باشند

دنیا بدون “دوستت دارم” با صدایی مردانه

جای ناامن و ترسناکی ست

دنیا بدون صاحبان کفش های ۴۲ و بزرگتر

ردپای خوشبختی را کم دارد

شعر در مورد پسر خوب

غمگینم و این ربطی به خیابان ولی عصر ندارد

که درختانش سالهاست مرا از یاد برده اند.

غمگینم و این ربطی به تو ندارد

که پسر همسایه ام نبودی

تا هر صبح  پنجره را باز کنم

بی آنکه جواب سلامت را بدهم

با بنفشه ای در گیسوانم.

کاش به زنی که عاشق است

می آموختند چگونه انتقام بگیرد

غمگینم که عشق اینهمه مهربان است

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پسرک ها شوخی شوخی

به قورباغه ها

سنگ می پرانند

و قورباغه ها

جدی جدی می میرند

دردناک است! نه؟

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پسرک گفت: «گاهی وقتها قاشق از دستم می افتد.»

پیرمرد بیچاره گفت: «از دست من هم می افتد.»

پسرک آهسته گفت: « من گاهی شلوارم را خیس می کنم.»

پیرمرد خندید و گفت: «من هم همینطور»

پسرک گفت: «من اغلب گریه می کنم»

پیرمرد سر تکان داد: «من هم همین طور»

پسرک گفت: «از همه بدتر بزرگترها به من توجهی ندارند.»

و گرمای دست چروکیده را احساس کرد:

«می فهمم چی می گی کوچولو، می فهمم.»

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگرگوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 دختر اندر شکم پسر نشود

گرچه بابا همی پسر خواهد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 این کتاب عاشقانست ای پسر

اندرو سر عیانست ای پسر

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 ای پسر قصددل آزاری مکن

وزخدای خویش بیزاری مکن

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 خاطرکس رامرنجان ای پسر

ورنه خوردی زخم برجان ای پسر

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 فرمان ما کن ای پسر با ما وفا کن ای پسر

نسیه رها کن ای پسر کامروز فرمان می رسد

شعر در مورد پسر خوشتیپ

 سایه توست ای پسر هر چه برست ای پسر

سایه فکند ای پسر در دو جهان همای تو

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر

کز خوبرویان جهان با کس نمانی، ای پسر

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 زلف مشکینت چو دامست، ای پسر

عارضت ماه تمامست، ای پسر

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 هیچ نقاشی نیامیزد چنین رنگ، ای پسر

از تو باطل شد نگارستان ارژنگ، ای پسر

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 پسر به درد پدر دردمند خواهد شد

پدر به داغ پسر سوکوار خواهد ماند

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 با پسر میگفت یک روزی عمر

طعم دین تو کی شناسی ای پسر

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 با پسر لقمان چنین گفت ای پسر

گرچه بسیاری سخن گفتم چو زر

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 هم شهر گیر و هم پسر شهرگیر

هم شهریار و هم پسر شهریار

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

زان پیش تر ای پسر که در رهگذری

خاک من و تو کوزه کند کوزه گری

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

با حریف جنس درساز ای پسر

در شراب لعل آویز ای غلام

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

جان و دل در جام کن تا جان به جام اندر نهیم

همچو خون دل نهاده ای پسر صد جام را

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پسرم سلام صبح غزلخیزت بخیر

روز نگاه عاطفه انگیزت بخیر

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پسرم ! عطر نفسهای تو طعم عسله

طپش نبض تو آیینه ی شعر و غزله

پسرم فدات بشم لحظه ی خندیدن تو

جانم از شوق پره؛روی تو ماه ازله

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پســـرم،

برگ گلــــم،

غنچه ی خوشرنگِ دلــــم،

دست خود را حلقه کن برگردنـــــم،

خنده زن بر چشمهای خستـــه ام،

عشق تو آواز صبح زندگیســـت،

مهر تو آغاز لطف و بندگـی اســـت،

سر گذار برشانه هایِ مـــــادرت،

بوسه زن بر گونه هایِ زردِ مــن،

خانه ام سبز از صدای شادِ توســت،

مادرت مست از نوازشهـایِ توســـــت.

شعر در مورد پسر بچه

پسرم بزرگ شدی لالایی هام یادت نره

چقدر برات قصه بگم دوباره خوابت ببره

چقدر نوازشت کنم تا تو به باور برسی

این دوتا دستای منه تو این روزهای بی کسی

وقتی مامان قصه هات خم شده پیش روی تو

اگه چروک صورتم میبره آبروی تو

لالایی هام یادت نره

بزا برات قصه بگم دوباره خوابت ببره

از اون روزا که مشت من با دست تو باز نمی شد

تو خواب و بیداری تو هیچ کسی مامان نمیشد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اون که تو اوج خستگی خنده رو لباش بودی

شب به خونه می رسید

سوار شونه هاش بودی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

لالایی هام یادت نره

بزار برات قصه بگم دوباره خوابت ببره

لالا لالا گلکم

لالایی کن دلبرکم

خواب پریشون نبینی

ای غنچه بانمکم

لالا لالا گلکم لالایی کن پسرکم

چشمات و گریون نبینم

گریه نکن دردونکم

لالایی هام یادت نره

چقدر برات قصه بگم دوباره خوابت ببره

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

به خاطر تو هم شده همیشه آبی می مانم

به خاطر تو هم شده تمام روزهای بعد از این مهربانتر خواهم شد

دلم میخواهد زودتر دستهایت را بگیرم

زودتر روی دستهایم تکانت دهم بخوابی

زودتر برایت با زبان کودکانه قصه بگویم

بهانه بگیری و من کلافه شوم

بریزی

بپاشی

و من حرص هایم را سر بیخیالی خالی کنم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پسرم جان منی از این عزیزتر نمی شود

جان منی و خوش به حالت که مادرت

تو را مثل گوش ماهی هایی که خودش کنار دریا کشف کرده دوست دارد

برایت یک مشت بوسه میفرستم

باز هم هست

از این بوسه های عاشقانه برایت زیاد کنار گذاشته ام

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

در بنفشه زار چشم پسرم

من زبهترین بهشت ها گذشته ام

من به بهترین بهار ها رسیده ام

تو همزبان بهترین دقایق حیات من

لحظه های هستی من از تو پرشده ست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دنیا بزرگه ولی تو

یه دل بزرگتر از دنیا داری

پسرم با این چشای مهربون

تو دل هر کی که خوبه جا داری

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پسرم وقتی در کنارم نیستی

گویی گمشده‌ای دارم که چون سرگردانان پیاپی در جستجویش هستم

گمشده‌ای عزیز و دوست داشتنی

دلخوشی همیشگی روزهای سختم

شادی بخش قلب خسته‌ام

تو بهترین هدیه خداوند به من هستی عزیزدلم

کوچک رویایی من

دنیا اگر خودش را بکشد نمیتوان

به عشق من به تو شک کند

تمام بودنت را حس می کنم

مطالب مرتبط

شعر در مورد پدر از مولانا ♥ شعر در مورد دوست صمیمی ♥ شعر در مورد خواهر و برادر ♥ شعر در مورد مادر کودکانهشعر در مورد برادر نامرد

شعر در مورد بی اعتمادی

شعر در مورد بی اعتمادی

شعر در مورد بی اعتمادی , شعر زیبا در مورد بی اعتمادی , شعر کوتاه درباره بی اعتمادی , شعری از حافظ در مورد بی اعتمادی

با مجموعه شعر در مورد بی اعتمادی ، اشعاری زیبا در مورد بی وفایی ، زیباترین شعر در مورد خیانت عشق در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار بی اعتمادی

هیچ اعتمادی به ساعت شماطه دار نیست

تلفن همراهت را همیشه روی ضربان قلب من کوک کن

بی تو هیچ فردایی آمدنی نمی شود!

شعر از “روشنک آرامش”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

یار با ما بی‌وفایی می‌کند

بی‌گناه از من جدایی می‌کند

شمع جانم را بکُشت آن بی‌وفا

جای دیگر روشنایی می‌کند

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اعتمادی به واژه اصلاً نیست

واژه گاهی دچار تردید است

واژه گاهی کلید، گاهی قفل واژه گاهی شدید، گاهی کـُـند …

واژه، می‌آید و نمی‌دانی که ازین واژه‌ها چه می‌خواهی.

من به احساس ناب محتاجم با نگاهت بیا تکلم کن.

شعر از “سیدعلی میر افضلی”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بیچاره ام خسته ام چشم انتظارم

توی این پس کوچه ها تنها نذارم

نیستی از تاریکی شبها میترسم

بی وفا دارم توی سرما میلرزم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دلم را مبتلایت کرده بودم

خودم را خاک پایت کرده بودم

ندانستم بی وفا هستی

وگرنه همان اول رهایت کرده بودم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بیا به هم اعتماد کنیم من به چشم‌های تو

تو به پا‌های من و قول بدهیم هم‌دیگر را به جاهای خوبی ببریم…

شعر از “رضا کاظمی”

شعر در مورد بی اعتمادی عشق

گناهم باور این روزگار بود

فریبی را که خوردم بی گناه بود

ولی جرم من از دست دلم بود

که هرجا پا گذاشتم بی وفا بود

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

تو که رفتی پریشون شد خیالم

همه گفتن که من دیوونه حالم

نمی دونن که این دیوونه در فکر شفا نیست

که هرچی باشه اما بیوفا نیست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

گاهی آنقدر شاعرم که استعاره از درخت می شوم!

نگاه کن گنجشک ها به دست هایم اعتماد می کنند.

شعر از “صبا کاظمیان”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

در عالم بی وفا کسی خرم نیست

شادی و نشاط در بنی آدم نیست

آنکس که در این زمانه او را غم نیست

یا آدم نیست ، یا در این عالم نیست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

عشق هرگز نمیمیرد

مگر در عشاق بی وفا

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مهم نیست که به چه چیزی اعتماد می‌کند،

همین اعتماد حاکی از معصومیت اوست.

حتی اگر بدلیل اعتماد، فریب بخورد، مهم نیست،

چون ارزش اعتماد بسیار فراتر از چنین فریبی است.

می‌توانی همه چیز را از او بگیری، ولی اعتماد را هرگز..!!

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

هربار که کودکانه دست کسی رو گرفتم گم شده ام !

ترس من از گم شدن نیست ..

ترسم از گرفتن دستی ست

که بی بهانه رهایم کند !

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پُشتم را خالی می‌کنی؛

می‌میرم،

نمی‌افتم …

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

به آتش نگاهش اعتماد نکن

لمس نکن به جهتی بگریز

که بادها خالی از عطر اویند به سرزمینی بی رنگ بی بو ، ساکت آری…

بگریز و پشت ِ ابدیتِ مرگ پنهان شو

اگر خواستار جاودانگیِ عشقی.

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

درد دارد وقتی من عاشقانه هایم را می نویسم

دیگران یاد عشقشان میفتند

و تو هنوز بی خیالی !

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مــَـن بـی تــو شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛ تـــو بــی مـَـن چــِـه خــواهــی کــــرد؟

اصـــلا” یــــادت هَستـــ کــِــه نیستــَـمــ …؟

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بیخودی به خودت زحمت نده!

این بَذرهای تنفــر که در دلم می کاری

هرگــــز جوانه نخواهد زد !

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

وقتی که چشم بسته روی طنابی که یک سرش در دست تو بود بند بازی می کردم…

دریافتم که همیشه در عشق مساله اعتماد بوده است

میان چشم های بسته من و دست های لرزان تو!

شعر از “میلاد تهرانی”

شعر در مورد بی اعتمادی و خیانت

خدا قسمت داشتنش را از من گرفت…

گمانم کسی بیشتر از من دعا کرده بود…

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

هر که مرا دید ، تو را نفرین کرد …

و من حواس خدا را پرت کردم

که مبادا بشنود …!

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

خیلی سخته…

به خاطر کسی که دوسش داری…

همه چیز رو از سر راهت خط بزنی…!!

بعد بفهمی… خودت تو لیستی بودی که…!

اون به خاطر یکی دیگه… خطت زده..!

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بگذار تو را میان خویشتن و خویش بگویم …

میان مژگانم و چشم بگذار اگر تو را به روشنای ماه اعتمادی نیست

تو را به رمز بگویم بگذار تو را به آذرخش بگویم یا با گل نم باران

بگذار نشانی چشمانت را به دریا پیشکش کنم

اگر دعوتم را به مسافرت می پذیری …

شعر از “نزار قبانی”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

آب از سرم گذشته …

فریاد میزنم دوستت دارم …

و تو آرام و خونسرد …

به ترکیدن حباب ها میخندی …

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

خدایا کلی بارون فرستادی…

تا لکه ها رو از دلم بشویی…

من که گفتم…

لکه نیست…زخمه!

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

کیستی که من اینگونه به اعتماد نام خود را با تو می گویم…

کلید قلبم را در دستانت می گذارم نان شادی ام را با تو قسمت می کنم

به کنارت می نشینم و سربر شانه‌ی تو اینچنین آرام به خواب می روم؟

کیستی که من اینگونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم؟!!

کیستی که من جز او نمی بینم و نمی یابم ؟!!

دریای پشت کدام پنجره ای؟ که اینگونه شایدهایم را گرفته ای

زندگی را دوباره جاری نموده ای پر شور زیبا و روان دنیای با تو بودن

در اوج همیشه هایم جان می گیرد

و هر لحظه تعبیری می گردد از فردایی بی پایان

در تبلور طلوع ماهتاب باعبور ازتاریکی های سپری شده…

کیستی ای مهربان ترین؟

شعر از: احمد شاملو

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

وابستگی پیدا کردن به کسی ک متعلق ب تو نیست

یعنی مرگ تدریجی …

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مرا همینگونه که هستم دوست داشته باش…

نمیتوانی؟؟

من میروم

تو هم برو مجسمه ساز شو

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مشکل دنیا این است که آدمهای باهوش پر از شک هستند

در حالی که آدمهای احمق پر از اعتماد به نفس .

شعر در مورد بی اعتمادی از شاعران بزرگ

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد

بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب

بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود

ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینم

کمین از گوشه‌ای کرده‌ست و تیر اندر کمان دارد

چو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاق

به غماز صبا گوید که راز ما نهان دارد

بیفشان جرعه‌ای بر خاک و حال اهل دل بشنو

که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد

چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل

که بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان دارد

شعر از حافظ

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند

عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند

گویند رمز عشق مگویید و مشنوید

مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند

ما از برون در شده مغرور صد فریب

تا خود درون پرده چه تدبیر می‌کنند

تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز

این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند

صد ملک دل به نیم نظر می‌توان خرید

خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند

قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست

قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر

کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند

شعر از حافظ

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز کنید

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند

و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید

رباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویند

که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد

گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

میان عاشق و معشوق فرق بسیار است

چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

شعر از حافظ

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

عشق اکنون مهربانی می‌کند

جان جان امروز جانی می‌کند

در شعاع آفتاب معرفت

ذره ذره غیب دانی می‌کند

کیمیای کیمیاسازست عشق

خاک را گنج معانی می‌کند

گاه درها می‌گشاید بر فلک

گه خرد را نردبانی می‌کند

گه چو صهبا بزم شادی می‌نهد

گه چو دریا درفشانی می‌کند

گه چو روح الله طبیبی می‌شود

گه خلیلش میزبانی می‌کند

اعتمادی دارد او بر عشق دوست

گر سماع لن ترانی می‌کند

شعر از مولانا

شعر در مورد هجرت ، مسافرت و مهاجرت کردن و جدایی

شعر در مورد هجرت ، مسافرت و مهاجرت کردن و جدایی

شعر در مورد هجرت , شعر در مورد هجرت پیامبر , شعر درباره هجرت , شعر نو در مورد هجرت

با مجموعه شعر در مورد هجرت ، اشعاری زیبا در مورد مهاجرت کردن ، زیباترین شعر در مورد مسافرت و جدایی در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار هجرت

کفش‌هایم کو، چه کسی بود صدا زد: سهراب؟ آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ.

مادرم در خواب است. و منوچهر و پروانه، و شاید همه مردم شهر.

شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه‌ها می‌گذرد

و نسیمی خنک از حاشیه سبز پتو خواب مرا می‌روبد.

بوی هجرت می‌آید: بالش من پر آواز پر چلچله‌هاست.

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

صبح خواهد شد و به این کاسه آب آسمان هجرت خواهد کرد.

باید امشب بروم. من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم

حرفی از جنس زمان نشنیدم. هیچ چشمی، عاشقانه به زمین خیره نبود.

کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.

هیچ کسی زاغچه‌یی را سر یک مزرعه جدی نگرفت

من به اندازه یک ابر دلم می‌گیرد وقتی از پنجره می‌بینم

حوری – دختر بالغ همسایه – پای کمیاب‌‌ترین نارون روی زمین فقه می‌خواند.

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

چون من خیال رویت جانا به خواب بینم

کز خواب می‌نبیند چشمم به جز خیالی

رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت

شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی

حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی

زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

در بازوان‌ات در آغوش‌ات

آشتی شعله می‌کشد

و هر هجرتِ نا‌گهان تو

گامی به سوی بازگشت است

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

صبر بی رویت ندارم یکنفس

طاقت هجرت ندارم یکزمان

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

ای ظریف جهان سلام علیک

ای غریب زمان سلام علیک

ای سلام تو درنگنجیده

در خم آسمان سلام علیک

دی که بگذشت روی واپس کرد

کای ز هجرت فغان سلام علیک

شعر در مورد هجرت

زخم هجرت میان جان بگسست

مدد مرهم از میان بگسست

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

ای گل شکسته ساقه ، گل پرپر

که به یاد هجرت پرنده هایی

توی یأس مبهم چشمات می بینم

که به فکر یه سفر به انتهایی

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

شب آغاز هجرت تو

شب از خود گذشتنم بود

شب بی رحم رفتن تو

شب از پا نشستنم بود

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

قلب پاییزی من

باغ دلواپسیه خوندنم ترانه نیست

هق هق بی کسیه

شب من با هجرت تو

شب معراج عذابه

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

حرف هر روز و هنوزه

تنهایی شاید یه راهه

راهیه تا بی نهایت

قصه ی همیشه تکرار

هجرت و هجرت و هجرت

شعر در مورد هجرت از شاعران بزرگ

ز هجرت می کشم بار جهانی

که گویی من جهانی را ستونم

به صورت کمترم از نیم ذره

ز روی عشق از عالم فزونم

یکی قطره که هم قطره‌ست و دریا

من این اشکال‌ها را آزمونم

نمی‌گویم من این این گفت عشق است

در این نکته من از لایعلمونم

که این قصه هزاران سالگان است

چه دانم من که من طفل از کنونم

ولی طفلم طفیل آن قدیم است

که می دارد قرانش در قرونم

سخن مقلوب می گویم که کرده‌ست

جهان بازگونه بازگونم

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

تو بگفتیم که دل را ز جهانیان فروشو

دل خود چگونه شویم چو ببرد هجرت آبم

صنما چو من کم آید به کمی و جان سپاری

که ز رشک دل کبابم و به اشک چون سحابم

به سحر تویی صبوحم به سفر تویی فتوحم

به بدل تویی بهشتم به عمل تویی ثوابم

تو چو بوبک ربابی به ستیزه تن زدستی

من خسته از ستیزت به نفیر چون ربابم

تو نه آن شکرجوابی که جواب من نیایی

مگر احمقم گرفتی که سکوت شد جوابم

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم

افق را به مهمانی پونه دعوت کنیم

بیا مثل پروانه های غریب نیاز

به مهتاب شبهای تنهایی عادت کنیم

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم

وگر درم نگشایی مقیم درگاهم

چو ماهیم که بیفکند موج بیرونش

به غیر آب نباشد پناه و دلخواهم

کجا روم به سر خویش کی دلی دارم

من و تن و دل من سایه شهنشاهم

به توست بیخودیم گر خراب و سرمستم

به توست آگهی من اگر من آگاهم

نه دلربام تویی گر مرا دلی باقی است

نه کهربام تویی گر مثل پر کاهم

نه از حلاوت حلوای بی‌حد لب توست

که چون کلیچه فتاده کنون در افواهم

ز هر دو عالم پهلوی خود تهی کردم

چو هی نشسته به پهلوی لام اللهم

ز جاه و سلطنت و سروری نیندیشم

بس است دولت عشق تو منصب و جاهم

چو قل هو الله مجموع غرق تنزیهم

نه چون مشبهیان سرنگون اشباهم

اگر تتار غمت خشم و ترکیی آرد

به عشق و صبر کمربسته همچو خرگاهم

اگر چه کاهل و بی‌گاه خیز قافله‌ام

به سوی توست سفرهای گاه و بی‌گاهم

برآ چو ماه تمام و تمام این تو بگو

که زیر عقده هجرت بمانده چون ماهم

شعر در مورد هجرت و جدایی

گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی کنی

بیمار عشق توست پرستوی روح من

از این مریض خسته عیادت نمی کنی

باشد برو ولی همه جا غرق عطر توست

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

اگر تو دوست منی

کمک ام کن تا از تو هجرت کنم

اگر تو عشق منی

کمک ام کن تا از تو شفا یابم

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

دلخوشیم که در نیمه ی تاریک دنیا

کسی ما را گم کرده است

و دارد در به در

دنبالمان می گردد

کسی که زنگ در را

همیشه بعد از هجرت ما

به صدا در خواهد آورد

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

فرود آ تو ز مرکب بار می بین

وجودت را تو پود و تار می بین

هر آن گلزار کاندر هجر مانده‌ست

سراسر جان او پرخار می بین

چو جمله راه‌های وصل را بست

رخان عاشقان را زار می بین

چو سررشته اشارت‌هاش دیدی

بر آن رشته برو گلزار می بین

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

بیا بیا که ز هجرت نه عقل ماند نه دین

قرار و صبر برفته‌ست زین دل مسکین

ز روی زرد و دل درد و سوز سینه مپرس

که آن به شرح نگنجد بیا به چشم ببین

چو نان پخته ز تاب تو سرخ رو بودم

چو نان ریزه کنونم ز خاک ره برچین

چو آینه ز جمالت خیال چین بودم

کنون تو چهره من زرد بین و چین بر چین

مثال آبم در جوی کژروان چپ و راست

فراق از چپ و از راستم گشاده کمین

به روز و شب چو زمین رو بر آسمان دارم

ز روی تو که نگنجد در آسمان و زمین

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

شکفته داشتی چون گل دل و جانم دلاراما

کنونم خود نمی‌گویی کز آن گلزار خاری تو

ز نازی کز تو در سر بد تهی کرد از دماغم غم

مرا زنهار از هجرت که بس بی‌زینهاری تو

چو فتوی داد عشق تو به خون من نمی‌دانم

چه جوهردار تیغی تو چه سنگین دل نگاری تو

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی

در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی

زان ماه پرافزایش آن فارغ از آرایش

این فرش زمینی را چون عرش بیارایی

بس عاقل پابسته کز خویش شود رسته

بس جان که ز سر گیرد قانون شکرخایی

زین منزل شش گوشه بی‌مرکب و بی‌توشه

بس قافله ره یابد در عالم بی‌جایی

روشن کن جان من تا گوید جان با تن

کامروز مرا بنگر ای خواجه فردایی

تو آبی و من جویم جز وصل تو کی جویم

رونق نبود جو را چون آب بنگشایی

ای شاد تو از پیشی یعنی ز همه بیشی

والله که چو با خویشی از خویش نیاسایی

در جستن دل بودم بر راه خودش دیدم

افتاده در این سودا چون مردم صفرایی

شمس الحق تبریزی پالود مرا هجرت

جز عشق نبینی گر صد بار بپالایی

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است

پیغام آشنا نفس روح پرور است

هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای

من در میان جمع و دلم جای دیگر است

شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر

چون هست اگر چراغ نباشد منور است

ابنای روزگار به صحرا روند و باغ

صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبر است

جان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوق

درمانده‌ام هنوز که نزلی محقر است

کاش آن به خشم رفتهٔ ما آشتی کنان

بازآمدی که دیدهٔ مشتاق بر در است

جانا دلم چو عود بر آتش بسوختی

وین دم که می‌زنم ز غمت دود مجمر است

شب‌های بی توام شب گور است در خیال

ور بی تو بامداد کنم روز محشر است

گیسوت عنبرینهٔ گردن تمام بود

معشوق خوبروی چه محتاج زیور است

سعدی خیال بیهده بستی امید وصل

هجرت بکشت و وصل هنوزت مصور است

زنهار از این امید درازت که در دل است

هیهات از این خیال محالت که در سر است

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

من کیم کانجا که کوی عشق توست

در نمی‌گنجد حدیث ما و من

ای ز وصلت خانه‌ها دار الشفا

وی ز هجرت بیت‌ها بیت الحزن

شعر در مورد انار ، ترک خورده و پاییز و عاشقانه و کودکانه

شعر در مورد انار ، ترک خورده و پاییز و عاشقانه و کودکانه

شعر در مورد انار و پاییز , شعر در مورد انار پاییزی , شعر در مورد انار , شعر در مورد انار ترک خورده

با مجموعه شعر در مورد انار ترک خورده ، اشعاری زیبا در مورد انار و پاییز ، زیباترین شعر در مورد انار عاشقانه در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار انار

باز من و

پنجره ی رو به باغ…

و انارهایی که از فرط نبودنت،

ترک برداشته اند…

باز من و

خاطره ی بچگی هایی که پشت درخت های پربار انار گم می شد

و رد پایی که تو را ،

تاپشت پرچین های باغ،

برای همیشه پنهان می کرد…

در کدامین لحظه ی پرشیطنت کودکی جاماندیم؟

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

انار گونه هایت

از شرم ترک برداشت

وقتی دستانت را به آرامی گرفتم

دانه های یاقوت سرازیر شد

و چشمانت

ملتمسانه ،

عشق را از چشمانم می خواند

بگذار بی پروا دوستت بدارم

بگذار جسورانه تو را درآغوش بگیرم

شاید لب های سرد و یخ بسته ات ,

به گرمی بوسه ای زنده گردد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

درخت‏ ها همه عریان شدند، آبان شد

و باد آمد و باران گرفت و طوفان شد

نیامدی و نچیدی انار سرخی را

که ماند بر سر این شاخه تا زمستان شد

نیامدی و ترک خورد سینه ‏ی من و آه

چقدر یک شبه یاقوت سرخ ارزان شد

چقدر باغ پر از جعبه‏ های میوه شد و

چقدر جعبه‏ ی پر راهی خیابان شد

چقدر چشم به راهت نشستم و تو چقدر

گذشتن از من و رفتن برایت آسان شد

چطور قصه‏ ام آنقدر تلخ پایان یافت؟

چطور آنچه نمی‏خواستم شود آن شد؟

انار سرخ سر شاخه خشک شد، افتاد

و گوش باغ پر از خنده‏ ی کلاغان شد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

جز ما دو سه تا انار عاشق در باغ

کی مانده از آن تبار عاشق در باغ

گفتی که بهار عاشقان پاییز است

دلخونم از این بهار عاشق در باغ

سر داده به باد انار عاشق در باغ

از کار گذشته کار عاشق در باغ

“پاییز” نگو…! بگو که رستاخیز است

با اینهمه سربدار عاشق در باغ

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

تمام لحظه هایم

به دنبال ناب ترین دانه های انار بودم

و هرگز دانه ای نیافتم . . .

کاش می دانستم که باغ چهار فصل تو پُر بود از انار

با دانه هایی به سرخی خون

آنگاه هرگز التماس به درختان خشکیده باغ خود نمی بردم . . .

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن

به رنجهای زندگی هم دل بست

و در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست.

میلاد تو معراج دستهای من است

وقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم

میلادی که با عطر بهار گره خوره است.

شعر در مورد انار و پاییز

هنوز لبخند میسازم

تا درونم را کسی نفهمد

برای دلخوشی دلم و دلخور نشد دلها

لبخندی همانند لبخند انار

که می گویند از رسیدگی ست

اما دریغ که از نرسیدن ست

دل انار از تنهایی می گیرد و به لبخندی ترد میشکند

تا با دستان باغبان از تنهایی در آید

و من اما آرزو دارم با دستان تو چیده شوم

پس لبخند میزنم

لبخندی اناری

فصل مهر چیدن من و لبخندم را به یادآور

ای مهربان

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بچه که بودم موقع گل انارها ی زنبور عسل رفت تو ی گل انار که هنوز درست باز نشده بود

.منم از روی کنجکاوی گل و محکم فشار دادم که زنبوره له بشه و بمیره

ولی چشمتون روز بد نبینه همچین نیشم زد که اشکمو درآورد.

آخه من هشت نه سال بیشتر نداشتم.

الان بعد از اینهمه سال هنوز خاطرش برام زنده است.

کاش هنوز همون روزا بود.

این روزا غصه ها از پا درمون آوردن صدامون درنمیاد…

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

آسمان ، آبی تر ،

آب ، آبی تر ،

من در ایوانم ، رعنا سر حوض .

رخت می شوید رعنا .

برگ ها می ریزد.

مادرم صبحی می گفت : موسم دلگیری است .

من به او گفتم : زندگانی سیبی است ، گاز باید زد با پوست .

زن همسایه در پنجره اش ، تور می بافد ، می خواند .

من * ودا * می خوانم ، گاهی نیز

طرح می ریزم سنگی ، مرغی ، ابری .

آفتابی یکدست .

سارها آمده اند .

تازه لادن ها پیدا شده اند .

من اناری را ، می کنم دانه ، به دل می گویم :

خوب بود این مردم ، دانه های دلشان پیدا بود .

می پرد در چشمم آب انار : اشک می ریزم .

مادرم می خندد .

رعنا هم .

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

باید به خرمالوهای کال سربزنم،

به انارهای سبز به آدمهای ناپخته

به آنها که هنوز عاشق نشده اند

بگویم که اتفاق بزرگی خواهد افتاد بگویم که پاییز در راه است…!

و من عاشقانه منتظرم…

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

می توان عاشق بود

به همین آسانی…

من خودم

چند سالی ست که عاشق هستم

عاشق برگ درخت

عاشق بوی طربناک چمن

عاشق رقص شقایق در باد

عاشق گندم شاد!

آری

می توان عاشق بود

مردم شهر ولی می گویند

عشق یعنی رخ زیبای نگار!

عشق یعنی خلوتی با یک یار!

یا به قول خواجه

عشق یعنی لحظه ی بوس و کنار!

من نمی دانم چیست

اینکه این مردم گویند….

من نه یاری نه نگاری نه کناری دارم….

عشق را اما من

با تمام دل خود می فهمم!

عشق یعنی رنگ زیبای انار

شعر در مورد انار ترک خورده

لیلی زیر درخت انار نشست

درخت انار عاشق شد

گل داد سرخ سرخ ، گل ها انار شد داغ داغ

هر انار هزار تا دانه داشت

دانه ها عاشق بودند

دانه های توی انار جا نمی شدند، انار کوچک بود

انار ترک برداشت

خون انار روی دست لیلی چکید

خدا گفت راز رسیدن فقط همین بود

کافی است انار دلت ترک بخورد.

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

شعرای دفتر من

پر از غم و فریبه

تو قصه های مردم

غریبه ام غریبه

مثل گل اناری

دوستت دارم همیشه

داد می زنم تو دنیا

هیچی چشات نمی شه

وقتی که بارون بیاد

دلم می شه بهاری

دلم فزونی شده

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بالا برای توست من آنجا نمی روم

فالی بزن به نیت باران غزل بخوان

من می روم کنار خدا یا نمی روم

من باز هم رفوزه شدم تنبل کلاس

بالاتر از حروف الفبا نمی روم

دارا انار داشت آه آن طرف

دیگر سراغ غربت سارا نمی روم

مردی که اسب داشت بیامد غروب

تا شیهه طلوعست از آنجا نمی روم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

در شهر انار هوا که عالی!…خوب است

حال همه ی شهر؛ خیالی…خوب است

رونق اگر از پسته ی بابا رفته

پاینده ننه که وضع قالی ….خوب است

آبی سرجای خود؛لاکی جاخود

نقش خواندن ولالایی و لالی…خوب است

خونی شده انگشت ننه با پاکی

لیکن همه خوب؛وضع *حالی* …خوب است

امروز که دستمان نمیرود در جیبی

خاریدن جیبهای خالی…خوب است

القصه که روبه راه،حالمان هم جاخود

وضع همه چیز مثل مالی….خوب است

احوال انار هم اگر میپرسی

مثل یمن و چاد و سومالی …خوب است

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

تنهایی تو را

دست های من تاب نمی آورد

“کافی ست انار دلت ترک بخورد”

دانه دانه هاش

بریزد در دهان من

تا سرخی صدای خنده هام

رنگ تو باشد

خودت را از آغوش من نگیر

آقای من!

دنیا در دستان توست

که آغاز می شود.

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پاییز

وفادار ترین فصل خداست

حافظه ی خیس خیابان های شهر را

همیشه همراهی می کند

لعنتی، هی می بارد و می بارد…

و هر سال

عاشق تر از گذشته هایش

گونه های سرخ درختان شهر را

می بوسد و

لرزه می اندازد به اندام درختان

و چقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشق

برای لمس تن زمین

که گاهی افتادن

نتیجه ی عشق است…

شعر در مورد انار از شاعران بزرگ

پاییز را دوست دارم… ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺗﺐ ﮐﺮﺩﻩ!

ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﻟﺮﺯ ﮐﺮﺩﻩ!

ﺑﻐﻀﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺭﺳﻮﺏ ﮐﺮﺩﻩ!

ﺣﺮﻓﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ !

ﻣﻦ، ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺳﻮﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﺗﺐ ﻭ ﻟﺮﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﻢ!

ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﻋﺮﻭﺱ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺼﻞ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ .

ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪ؛ ﻟﻪ ﻧﮑﻨﻢ؛ ﺑﺮﮔﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ

ﻧﻔﺲ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺍﻡ ﻣﯽ ﻛﺮﺩﻧﺪ …!!!

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بخند خنده های تو

ترکیدن شاهوار کوهستان های انار است

و چشمه های خون دلم که روح مرا خیس می کند

بخند و کشتی سرگشته را به جزیره ای رهنمون شو

که جز برای تو کالایی ندارد

فرو شو در آب دریاچه فرو شو و آب را بشوی

در شعله زار تشنه فرو شو و آتش را گرم کن

دهان بر دهان زمین بگذار

و جان تازه به این مرده بخش.

در آب دریاچه فرو شو

و مرا در اتش خاموشت شست و شو ده.

“محمد شمس لنگرودی”

مطالب مرتبط

شعر در مورد برف کودکانه

شعر در مورد استاد ، دانشگاه و شاگرد و معلم و استاد خوب و بد

شعر در مورد استاد ، دانشگاه و شاگرد و معلم و استاد خوب و بد

شعر در مورد استاد , شعر در مورد استاد و شاگرد , شعر در مورد استاد دانشگاه , شعر در مورد استاد موسیقی

با مجموعه شعر در مورد استاد و شاگرد ، اشعاری زیبا در مورد استاد دانشگاه و موسیقی ، زیباترین شعر در مورد استاد خوب در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار استاد

شاگردی روزگار کردم بسیار

در کار جهان هنوز استاد نیم

ﺍﻳﻦ ﻧﺎﻣـﻪ ﺭﻭ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻘﻂ ﺑﺨﻮﻧﻪ

ﻓﻘﻂ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﻛﻪ ﺣﺎﻟمو ﺑﺪﻭﻧﻪ

ﻣﺮﺍﻗﺒﺎ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﻨﻮ ﮔﺮفتن

ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺻﻨﺪﻟﻴﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺮﻓﺘﻦ

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﺭﻥ ﻧﻘﻞ ﻭ ﻧﺒﺎﺕ ﻣـﻴﭙﺎﺷـﻦ

ﺗﺎ ﻣﺸﺮﻭﻃـﻰ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑـﺮﻗـﺮﺍﺭ ﺷﻪ

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭼﻘـﺪ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﺷـﺪﻩ

نیستی ببینی ﻛـﻪ ﺳﺮﺕ ﺟﻨﮓ ﺷـﺪﻩ !

ﻧـﻴـﺴـﺘـی ﻭﻟـی ﻫﻤﻴﺸـﻪ ﻫﻢ صدایی

ﺍﺳـﺘﺎﺩ ﻣـﻦ دریای ﻣـﻦ کجایی ؟

این نامه رو استاد فقط بخونه !

این نامه ﺭﻭ تنها باید بخونه

ببخش ﺍﮔـﻪ ﭘـﺎﺭﻩ ﻭ غرق خونه

این ﺗـﺮﻡ آخرمه ﻋـﺰﻳـﺰﻡ

تولده استادمه عزیزم

ﺑﺮﺍﺕ به هدیه ی کوچیک خریدم

ﺍﺳـﺘـﺎﺩ دلم می خواست ﺍﻻﻥ تو ﺭﻭ می دیدم

روزگارم بد نیست

تک ژتونی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن پولی

جزوه ای پر ز زیراکس دوستان

و علومی که در این نزدیکیست

لای این واحدها ، پای آن برگ سفید

توی پروندهء مشروطی و کسر واحد

اهل دانشگاهم

پیشه ام الافیست

گاهگاهی میروم دانشگاه

تا که سیمایم را استاد ببیند به کلاس

بلکه غیبت را حاضر بکند

که ز آموزش من ، جان سالم ببرم

چه خیالی چه خیالی… میدانم

خوب میدانم …

غیبتم بسیار است

حذف درس و کسریم اجباریست

من به مهمانی کسری رفتم

من به پشت اندوه

من به ایوان هراسانی و خواهش رفتم

رفتم از پلهء پاچه خواری بالا

تا به کوی استاد

تا به هوای نمره و استدعا

تا شب حسرت پاس کردن رفتم

نمره های اندک

استاد در آرزوی لحظه ای آرامش

شاگرد در آرزوی نمره ای افزایش

یاد هر درد و غم و بی پولی

تا که شاید دل استاد به رحم بیاید

شعر در مورد استاد خوب

ای دریغ از یک و نیم نمرهء پر پوچ و بها

من دانشجو ام

شغل من خوش تیپیست

گوشی ام یک نوکیا

عینکم آفتابیست

در خیالم جریان دارد پول ، جریان دارد کٍیف

مد ، از طرز لباسم پیداست

چشم ها را باید شست

پشت لنز باید برد

کار ما نیست شناسایی لنز رنگی

کار ما شاید اینست که در افسون عینک ، چهار چشم باشیم

پشت کافی نت اردو بزنیم

آی دی یک دوست بدوزیم و سر کار برویم چشم بر

عینکی باید داشت

قربان دیدگانت استاد جان دل آرا

جانا محبتی کن این بنده ی خدا را

من مخلص تو هستم اصلا فدای کفشت

با نمره ای بخندان این قوم بینوا را

لطفی نما و بر ما اندک عنایتی کن

باور نما نگویم با غیر؛ این ماجرا را

استاد جان کرم کن بر ما مگیر مشکل

این نوت راکه گفتی سردرد کرد ما را

چند اسم خارجی را با چند شکل و درهم

تحویلما تو دادی آخر چه سود ما را ؟

هر وقت دیدمت من؛ جسمم به لرزه افتاد

گویی که موش بیند؛ آن گربه ای جفا را

یک سال با تو بودم رقصیده ام به سازت

فیصدی ها پایین است یک رحم کن به ماها !

بافیصدی پایین کارپیداکردن است مشکل

آن وقت مجبور میشیم که فاش بدم شما را

اهل دانشگاهم

رشته ام علافی‌ست

جیب‌هایم خالی ست

پدری دارم

حسرتش یک شب خواب!

دوستانی همه از دم ناباب

و خدایی که مرا کرده جواب.

اهل دانشگاهم

قبله‌ام استاد است

جانمازم نمره!

شعر در مورد استاد و شاگرد

خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست

من نمی‌دانم که چرا می‌گویند

مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار

وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!

((چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید))

باید از آدم دانا ترسید!

باید از قیمت دانش نالید!

وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم

من به گور پدر علم و هنر خندیدم!

کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!

کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!

کار ما شاید این است

که مدرک در دست

فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را

پر بکنیم

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!

مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !

استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !

مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !

مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !

هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود

رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود؟

توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !!!

الا یا ایها الاستاد بده نمره مده آزار

که دانشجو نشه مشروط ز مشکلها

به بوی ژاکت استاد دانشجو دفتر بگشاید

زتاب قلم استاد چه خون افتاده در دلها

شب تاریک و درس و کتابی این چنین مشکل

کجا دانند حال ما دبیرستانی های ما

مرا در دبیرستان چه امن و عیش چون هردم

ناظم فریاد می دارد که که گمشید ای فلانی ها

به درس فکرت را رنگین کن گرت استاد هم گوید

که نمره بی سبب نبود ز راه و رسم استاد ها

همه کارم ز درس خوانی به بدنامی کشید آخر

نهان که ماند آن برگه که دارید در آستین ها

بد نگوییم به استاد اگر نمره تک آوردیم

کار ما نیست شناسایی مسئول غذا

کار ما شاید این است که در حسرت یک صندلی خالی پیوسته شناور باشیم

اهل دانشگاهم!

اما نیستم دانشجو

کارت من گمشده است

من به مشروط شدن نزدیکم

آشنا هستم با سرنوشت همه دانشجویان

نبضشان را می گیرم

هذیان هاشان را می فهمم

من ندیدم هرگز یک نمره بیست

من ندیدم که کسی ترم آخر باشد

من در این دانشگاه چقدر مضطربم

شعر در مورد استاد از شاعران بزرگ

استاد از من پرسید چند نمره ز من می خواهی ؟

من از او پرسیدم نمره سیری چند ؟

پدرم استاتیک را از بر داشت و کوئیز هم می داد

درس ها را آن روز حفظ می کردم در خواب

امتحان چیزی بود مثل آب خوردن

درس بی رنجش می خواندم

نمره بی خواهش می آوردم

تا معلم پارازیت می انداخت همه غش می کردند

و کلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت

درس خواندن آن روز مثل یک بازی بود

کم کمک دور شدیم از آنجا بار خود را بستیم

عاقبت رفتیم دانشگاه به محیط خس آموزش

رفتم از پله دانشکده بالا

بارها افتادم

نویسم بر دلم استاد

که استادی هنر باشد

نشیند هر که با استاد

در او حالی دگر باشد

در این تک واژه ی استاد

هزاران معرفت خفته

که از آن معرفت هایش

هزاران خام ها پخته

نمی دانم که استادم!

چگونه وصف تو گویم

خودت تک واژه ی عشقی

چه را در وصف تو جویم؟

تو می سوزی مثال شمع

که نورت روشنم سازد

و شاید این مسیر ِ نور میان گلشنم سازد

هزاران وصف زیبایت به دست نقطه چین دادم

بدان استاد خوب من

نخواهی رفت از یادم

گفت استاد مبر درس از یاد

یاد باد آن چه مرا گفت استاد

یاد باد آن که مرا یاد آموخت

آدمی نان خورد از دولت یاد

هیچ یادم نرود این معنی

که مرا مادر من، نادان زاد

پدرم نیز چو استادم دید

گشت از تربیت من آزاد

پس مرا منت از استاد بود

که به تعلیم من استاد استاد

هر چه می دانست آموخت مرا

غیر یک اصل که نا گفته نهاد

قدر استاد نکو دانستن

حیف استاد به من یاد نداد

می توان در سایه آموختن

گنج عشق  جاودان اندوختن

اول از استاد، یاد آموختیم

پس، سویدای سواد آموختیم

 درین درگه، بلند او شد که افتاد

کسی استاد شد کاو داشت استاد

مطالب مرتبط

شعر تولدشعر در مورد چشمشعر در مورد انسانیتشعر در مورد خندهشعر در مورد ادب

هر پوند چند کیلو ، آشنایی با هر پوند چند گرم و چند کیلوگرم و چند اونس است

هر پوند چند کیلو ، آشنایی با هر پوند چند گرم و چند کیلوگرم و چند اونس است

هر پوند چند کیلو , هر پوند چند کیلوگرم است , هر پوند چند گرم است

هر پوند چند کیلو ، هر پوند چند گرم و چند کیلوگرم است در سایت پارسی زی.با ما همراه باشید.

هر پوند چند گرم است

شاید شما هم نام پوند را شنیده باشید.پوند یکی از یکاهای اندازه گیری وزن است که در کشور ما کاربرد زیادی ندارد و همه بعد از شنیدن پوند یاد واحد پول انگلیس میفتیم تا وزن و جرم.

ما در کشورمان با واحد کیلوگرم کار می کنیم و به همین دلیل شاید رابطه بین پوند و کیلوگرم برایتان جالب باشد.هر کیلوگرم برابر با ۲٫۲۰۵ پوند است.پوند را می توانیم با نماد کوتاه‌شدهٔ lb یا lbm نشان دهیم.

بنابراین این نماد ها را یاد بگیرید چون همه جا نمی نویسند پوند و با این یکاها نشانش می دهند و در تحقیقات علمی هر پوند دقیقا برابر با ۰٫۴۵۳۵۹۲۳۷ کیلوگرم است اما برای سهولت در محاسبات می توانیم پوند ۰٫۴۵ کیلوگرم  در نظر بگیریم.

هر پوند را می توانیم ۴۵۳ گرم در نظر بگیریم.برای تبدیل پوند به کیلوگرم کافی است که مقدار پوند را در عدد ۲٫۲۰۵ تقسیم کنیم تا وزن به کیلوگرم بدست بیاید.اگر هر مقدار وزن به کیلوگرم را در عدد۲٫۲۰۵ ضرب کنیم ، جواب وزن به پوند خواهد بود.

هر وزنی که به پوند است را اگر در عدد ۴۵۳ ضرب کنیم ، وزن را به گرم بدست می آوریم و اگر وزن به گرم را تقسیم بر عدد ۴۵۳ کنیم ، وزن را به پوند به دست می آوریم.

هر پوند چند اونس است

شاید شما هم نام اونس را شنیده باشید و جالب است بدانید که به یک شانزدهم پوند ، اونس می گویند.یعنی هر ۱۶ اونس می شود یک پوند.اگر وزن جسمی ۱۰ پوند باشد می توانیم بگوییم که وزن همان جنس ۱۶۰ اونس است.

نماد اونس در جهان به صورت oz است که این نماد از سرواژه ounce گرفته شده است.

مطالب مرتبط

هر مثقال چند گرمهر اینچ چند سانته

تعبیر خواب دندان ، افتادن و شکستن و کشیدن دندان لق و پوسیده و درآوردن نوزاد

تعبیر خواب دندان ، افتادن و شکستن و کشیدن دندان لق و پوسیده و درآوردن نوزاد

تعبیر خواب دندان , تعبیر خواب افتادن دندان , تعبیر خواب شکستن دندان , تعبیر خواب کشیدن دندان

تعبیر خواب دندان و افتادن دندان و شکستن دندان ، کشیدن دندان پوسیده در خواب ، خواب دندان آوردن نوزاد و دندان لق در سایت پارسی زی.با ما همراه باشید.

دندان در خواب

امام جعفر صادق دیدن دندان را در خواب شش چیز می داند که این شش چیز عبارتند از : خانواد و بستگان ، مال ، سود ، غم و اندوه ، ضرر ، دوری از عزیزان.

محمد بن سیرین معتقد است که کوفته شدن دندان ، دعوا و دشمنی با کسی است.

منوچهر مطیعی مهتقد است که دیدن دندان های خود را به صورت تمیز و سفید و براق ، رونق در زندگی خانوادگی است و اتفاقات خوب برای بیننده خواب و خانواده اش در راه است.

تعبیر خواب خوردن دندان زود هلاک شدن یا دادن وام و قرض است.

حضرت دانیال ع معتقد است دندان در خواب بستگان و خانواده هستند و دندان های بالا بر مردان و دندان های پایین بر زنان دلالت می کند.دندان های جلو بر خواهران و برادران و فرزندان دلالت می کند و یا پدر و مادر.

دندان های عقبی بر عمو و عمه و خاله و دایی دلالت می کند و همچنین وابستگان به آنان مانند همسر و فرزند.

ابراهیم کرمانی می گوید اگر ببینی دندانت سیاه شده است به تو غم و اندوه می رسد.

آنلی بیتون معتقد است اگر در خواب ببینی که به دندانهایت را به دندانپزشک نشان می دهی بدان که دشمنان در کمین تو هستند و تف کردن دندان به بیرون ، بیمار شدن یکی از اعضای خانواده است.

ابراهیم کرمانی معتقد است اگر ببینی از دندانهایت بوی خوش می آید ، نزدیکانت خوبی تو را می گویند و اگر بوی بدی از دندانهایت آید ، دلیل بر غیبت نزدیکانت است.اگر خود را بدون دندان دید ف عمرت زیاد است.

جابر معربی معتقد است اگر دیدی یکدفعه دندانهایت غیب شدند ، خویشانت از تو دور می شوند و به سلامت به تو باز می گردند.اگر دندانهایت روی زبانت جمع شدند و بعد به جای خود برگشتند ، نزدیکانت از تو شکایت می کنند.

تعبیر خواب افتادن دندان

حضرت یوسف ع معتقدند که اگر در خواب ببینی دندانت میفتد ، یکی از بستگان یا عزیزانت از تو جدا می شود.

محمد بن سیرین معتقد است اگر دندان های بالایی بیفتد در کف دست یا روی زمین ولی آلوده به خاک نشود ، صاحب فرزند یا خواهر یا برادر می شوید.اما اگر آلوده شد یکی از این عزیزان را از دست می دهی یا جدا می شوی.

اگر در خواب خودت ببینی که دندانت کنده شد به یکی از عزیزانت حرف بدی می زنی و از او جدا می شوی.اگر دنداهایت جلویت زیاد باشد یا سفید و تمیز باشد ، خوشی و خرمی و خیر و منفعت با عزیزان است.دیدن دندان بالا و پایین کنار هم دختر دار شدن است.

علامه مجلسی معتقد است که افتادن دندان های بالا مرگ یکی از نزدیکان پدری است و افتادن دندانه ای پایی ، مرگ یکی از اقوام مادری است.

از نظر روانشناسی افتادن دندان در خواب  نا امنی است یا از دست دادن کسی یا خجالتی و کمرو بودن و یا پشیمانی از کاری که در گذشته انجام داده ای.

تعبیر خواب شکستن دندان

حضرت یوسف ع معتقدند که اگر در خواب ببینی دندانت شکسته است ، مصیبتی برایت پیش می آید.

محمد بن سیرین معتقد است که شکستن دندان در خواب و یا خراب شدن آن ، به یکی از عزیزانت آسیبی می رسد.

از نظر روانشناسی شکستن دندان در خواب ، احساس گناه و نگرانی و یا از دست دادن کسی است.

تعبیر خواب لق شدن دندان

تعبیر خواب لق شدن دندان های جلو از نظر حضرت دانیال ع بیماری پرد یا مادر یا سایر اعضای خانواده است.

آنلی بیتون می گوید که اگر ببینی دنداهایت لق شده اند در زندگی شکست بدی می خوری و دچار نا امیدی می شوی.

تعبیر خواب دندان پوسیده

منوچهر مطیعی معتقد است اگر در خواب دیدید که دندانتان پوسیده است و درد می کنید گرفتار دشمنی می شوید.

آنلی بیتون معتقد است دیدن دندان های خود به صورت خراب و کرم خورده و پوسیده ، در معرض خطر قرار گرفتن سلامتی است.ولی اگر یکی از دندانهایت خراب باشد در موقعیت بدی قرار می گیری.

از نظر روانشناسی دندان خراب و پوسیده بر یک تصمیم گیری سخت یا از دست دان قدرت دلالت می کند.

تعبیر خواب درد دندان

منوچهر مطیعی می گوید اگر در خواب فقط دندان درد داشتید ، گرفتار قرض و وام می شوید.

جابر مغربی می گوید اگر دندانت درد می کرد و در دست گرفتی دندان را ، به تو سود فراوانی می رسد.اگر با دو دست دندان را بگیری سود بیشتری به تو می رسد.

تعبیر خواب کشیدن دندان

آنلی بیتون معتقد است اگر در خواب ببینید که دندان های خراب خود را می کشید به فقر مبتلا می شوید.

از نظر روانشناسی کشیدن دندان در خواب می تواند علل مختلفی داشته باشد ، اگر با درد دندانتان را می کشیدید بدانید که تصمیم سختی باید بگیرید ، اما اگر به راحتی دندان خود را می کشیدید بدانید که به راحتی به اهداف خود می رسید.

تعبیر خواب دندان مصنوعی

از نظر روانشناسی دیدن دندان مصنوعی در خواب تعبیرش این می شود که کسی به شما دروغ می گوید و شما باید مراقب باشید.ممکن است به شما خیانت شود از طرف دوستان.در هر صورت فریبی در کار است.

مطالب مرتبط

تعبیر خواب مرغ ♥ تعبیر خواب ماهی ♥ تعبیر خواب مرده ♥ تعبیر خواب مار ♥ تعبیر خواب دزد